یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391
از روش هيئتي تا قانوني
بهرام بيرانوند منتخب بروجرد در مجلس شوراي اسلامي در گفت وگو با مطبوعات محلي گفت : شان نماینده شان حمایت و نظارت بر مسئولین دستگاههاست و باید دنبال مطالبات مردم باشد وایجاد اشتغال یک بحث کوتاه مدت نیست و به مدت زمان نیاز دارد که در این راستا باید بخشهای مختلفی وارد کار شوند.ولذا ما سعی بر روشن کردن موتور برنامه ریزی در شهرستان بروجرد را داریم و هیچ کدام از برنامه های این دوره من برای تجدید در دوره بعد نیست و تمام تلاش خود را به کار خواهم گرفت. ما تا دیروز منتقد بودیم اما امروز باید پاسخگوی مردم باشیم و انتظار داریم مردم تمام مسائل مربوط به شهر را مطالبه کنند.
تحليل محتواي مواضع بهرام بيرانوند در اين گفت وگو نكات قابل تاملي دارد كه نشانه هايي از صراحت وصداقت در آن مي توان يافت .
"شان نماينده نظارت بر دستگاههاست"،
ساختار انتخابات در برخی قسمتها مشکل دارد که باید در این راستا اصلاحاتی صورت گیرد.
در جامعه وحدت به عنوان یک زیر ساخت محسوب می شود و نباید فراموش کرد که برای آن زحمت کشیده شده است و نباید برای گرفتن کرسی سیاسی شکاف بین مردم ایجاد کرد.
"اشتغال نياز به زمان دارد "،
"برنامه هاي من براي دوره بعد نيست"
"تا ديروز منتقد بودم"
"امروز بايد پاسخگوي مردم باشيم"
"مردم تمام مسايل مربوط به شهر را مطالبه كنند"
فارغ از گرايشات سياسي وحواشي ستاد انتخاباتي ايشان، چنانچه مواضع فوق مبنا وپايه بينش وروش بيرانوند قرار گيرد از مختصات عقلانيت سياسي ورويكرد اصلاح طلبانه است .وبلاگ صارم همواره بر جايگاه نماينده بعنوان واضع قانون و ناظر با استفاده از ابزار هاي قانوني سئوال واستيضاح وجلوگيري از رفتار هاي پوپوليستي امثال بروجردي تاكيد كرده است همچنين اصلاح ساختار قانون اتنخابات بويژه در قسمت مدرك نمايندگان اشاراتي شده است كه در جريان انتخابات بروجرد بعنوان يك مسئله مطرح بود .نكته جالب اظهارات ايشان در خصوص وحدت جامعه بعنوان زير ساخت است كه برخي براي كسب كرسي مجلس واثبات خود شكاف هاي عميق در جامعه ايجاد مي كنند طرح اين مسئله از سوي ايشان كه خود بي تقصير نيست بيانگروجود شكاف است. در مورد اشتغال هم ديدگاهي غير پوپوليستي مطرح كرده است واين مي تواند به شكل گيري يك فرهنگ مثبت در انتخابات آتي تبديل شود واما در مورد عبارت منتقد ديروز وپاسخگوي امروز بايد گفت اين حرف درستي است كه نشانه هايي از صراحت وصداقت است .البته اين رويكرد با گفتمان اقتدارگرايي حامي ايشان ناسازگار است وبيرانوند بايد بين تعامل وتقابل يكي را انتخاب كند .
در قسمت آخر، طرح همه مطالبات غلو انگيز واز مختصات نگرش توده اي مي باشد چون اين عبارت نياز به سازوكار دارد اگر منظور شكل هيئتي وباندي است كه از شاخص هاي وضع موجود است وايشان منتقد آن بوده است بنابر اين بايد گفت در اين قسمت "ان قلت "وارد است وبراساس تجربه هاي مثبت ديگر كشورها بايد نهاد سازي كرد تا مطالبات از كانال هاي كارشناسي بررسي گردد وبا راي ونظر مردم كه در قالب برنامه هاي كوتاه مدت وبلند مدت تنظيم مي شوند اجرا شود در غير اين صورت طرح مطالبات به روش هيئتي مانند سيلي است كه زمين هموار را به دره اي عميق تبديل مي كند واساسا ماهيت زمين را تغيير مي دهد .
دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391
نامه نگاري، آبروداري يا پذيرش خطاي سياسي؟
در هفته گذشته آيت الله محمد يزدي مدير جامعه مدرسين قم طي نامه اي به احمدي نژاد در باره گراني ها اظهار ناخرسندي كرده وخواستار جلوگيري از رشد اين معضل وتوجه به نظر كارشناسان شده است.نگارش اين نامه از زوايايي مختلف قابل تامل است :
- برخي آن را آبروداري تلقي مي كنند
- برخي مي گويند آش آنقدر شور شده كه صداي صاحب خانه هم درآمده است
- برخي ديگر آن را نوعي از اعتراف تلقي مي كنند
- .گروهي ديگر آنرا فرار از انتقادهاي مردم مي دانند
- گروهي هم اين نامه را شوت سنگين به دروازه خودي مي دانند
هر تحليل وتفسيري از نامه ونگارنده وجود داشته باشد به نظر مي رسد همه ابعاد را در بر داشته باشد ولي بايد گفت عالم سياست با مسايل خانوادگي واجتماعي متفاوت است .در مسايل سياسي از انتخابات گرفته تا انتصابات وتبليغات همه وهمه در سرنوشت مردم تاثير مستقيم دارند وبا فعل وانفعالات درون خانواده فرق دارد .در مسايل منفي خانوادگي واجتماعي براي جلوگيري از اشاعه آن توصيه به كتمان شده است اما در سياست بايد قبل از وقوع دورانديشي وبعد از وقوع عوارض ناشي از آن را پذيرفت واصطلاحا به قواعد بازي تن داد. در دوره اصلاحات آقاي جنتي دبير شوراي نگهبان، امام جمعه موقت تهران ، عضو مجلس خبرگان وعضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و.......همواره از تريبون نماز جمعه شعار آب ، نان ومسكن سر مي داد وعده اي هم به به وچه چه مي گفتند ولي وقتي مطبوعات وكارشناسان اقتصادي وسياسي با دليل ومنطق اقتصادي وسياسي دولت را نقد مي كردند آقاي جنتي از تريبون نماز جمعه مردم را به صبر وتحمل توصيه مي كرد وبرخي با گستاخي مي گفتند "هر راستي را نبايد گفت" !
آقاي محمد يزدي به جاي نوشتن نامه به احمدي نژاد از سوي جامعه مدرسين قم ، بايد پاسخگوي عملكرد دولت پاك دست ، پرونده اختلاس و....باشد!
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391
نمایندگان بروجرددر یک نگاه
|
رديف |
نام نام خانوادگي |
دوره |
تحصيلات |
گرايش سياسي |
ايثارگري |
سابقه رد صلاحيت |
ملاحظات |
|
1 |
محمد هادي برومند |
اول |
ليسانس |
مستقل |
- |
ندارد |
|
|
2 |
حجت اله زماني |
دوم |
حوزوي |
راست |
ترور |
ندارد |
در اين دوره جريان چپ وراست علني شد |
|
3 |
محمد كريم مروجي |
سوم (ميان دوره اي) |
اجتهاد |
چپ |
زنداني سياسي |
دارد |
|
|
4 |
هادي خاتمي |
چهارم |
حوزوي |
راست |
- |
ندارد |
اعتبار نامه ايشان بعلت نداشتن مدرك اجتهاد ودكتري در مجلس سوم رد شد |
|
5 |
هادي خاتمي |
پنجم |
حوزوي |
راست |
- |
ندارد |
در سالهاي پاياني بعلت ناراحتي قلبي فوت كرد |
|
6 |
علا الدين بروجردي و عبدالمحمد نظام الا سلامي |
ششم |
ليسانس ليسانس |
اصول گرا اصلاح طلب |
برادر شهید رزمنده |
ندارد دارد |
- در سال 87 بعلت ناراحتي قلبي فوت كرد |
|
7 |
علا الدين بروجردي محسن يحيوي |
هفتم " |
" دكتري |
" اصول گرا |
" آزاده |
" ندارد |
- - |
|
8 |
علاءالدين بروجردي
هادي مقدسي |
هشتم
" |
"
ليسانس |
"
اصول گرا |
"
- |
"
دارد |
متهم به دخالت در پرونده اختلاس مشهور به جعل مدرك دكتري
|
توضيح:
انتخابات در دوره نهم بدون حضور رقباي سياسي برگزار گرديد وعلاءالدين بروجردي با كاهش راي نسبت به دوره قبل در مرحله اول به مجلس راه يافت ورقابت بين دوكانديداي ديگر جريان اصول گرا براي بازي برد – برد انجام شد ودر نهايت برغم حمايت هواداران بروجردي از مقدسي ، بهرام بيرانوند منتسب به جبهه پايداري با كسب 52942 راي در مقابل 40456 راي مقدسي به مجلس راه يافت .
ردیف ۱- در دوره اول غلامی فرماندار شهر مورد حمایت دفتر هماهنگی رئیس جمهور بنی صدر بود.
ردیف ۲- باتوجه به اختلافات ناشی از نحوه اداره کشور بخصوص اختلاف بین شورای نگهبان با مجلس ودولت بر سر مصوبات مجلس صف بندیهای سیاسی تا لایه های پائین جامعه ایجاد گردید .در این دوره حجت اله زمانی که ظاهرا مورد ترور واقع گردید ازسوی جناح راست حمایت شد ودر طیف موسوم به ۹۹ نفر قرار گرفت .مهندس نظری زاده کاندیدای جناح چپ بود.
بند ۳- در دوره سوم که در سال پایانی جنگ شکل گرفت جناح موسوم به خط امام (چپ) پیروز انتخابات گردید اما در بروجرد صابری انصاری کاندیدای جناح راست برنده انتخابات شد ودر مجلس بعلت اعتیاد اعتبار نامه او از سوی نمایندگان رد شد .در انتخابات میاندوره ای هادی خاتمی با شعار بروجرد به مجلس راه یافت ولی مجددا مجلس به علت نداشتن دکتری ادعایی واجتهاد اعتبار نامه اش را رد کرد .در نهایت مروجی که ازسوی چهره های سرشناس کشور مانند فخرالدین حجازی وهمسر شهید رجایی حمایت می شد به مجلس راه یافت .در این مرحله عباسی فرد که از سوی جناح راست حمایت می شد در مقابل مروجی شکست خورد .
بند۴- در دوره چهارم که شورای نگهبان (نظارت استصوابی) با بینش وروش جدیدبسیاری از کاندیداهای جناح چپ را از میدان رقابت حذف کرد هادی خاتمی به مجلس راه یافت ودر طیف جناح راست قرار گرفت .
بند۵- در دوره پنجم خاتمی مجددا انتخاب شد ودر سال پایانی بعلت بیماری قلبی فوت کرد .
بند ۶- در این دوره برحسب قانون شهرستان بروجرد دو نماینده ای شد بروجردی که عنوان نوه آیت الله بروجردی را یدک می کشید با حمایت جریان راست به همراه مهندس نظام الاسلامی رئیس ستاد محمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد به مجلس راه یافتند .نظام اسلامی از نمایندگانی است که نامه معروف ۱۳۲ مجلس ششم را امضا کرده بود ودر سال ۸۷ بعلت ناراحتی قلبی فوت کرد .
بند ۷- در انتخابات مهندسی شده مجلس هفتم وبا حمایت ابر باد ومه وخورشیدوفلک بروجردی ویحیوی به مجلس راه یافتند .
بند ۸- در انتخابات مجلس هشتم ده نفر از کاندیداهای اصلاح طلب رد صلاحیت شدند وزمین بازی در اختیار اصول گراها بود که چنگ به صورت هم می کشیدندودر نهایت بروجردی ومقدسی به پارلمان رسیدند .در این دوره ستاری از چهره های نزدیک به اصلاح طلبان در روزهای پایانی انتخابات تایید صلاحیت شد . ضمنا مجلس هشتم چهره بروجرد را رسانه ای کرد زیرا یکی به اتهام دخالت در پرونده اختلاس بزرگ به دادگاه رفت ودیگری مشهوربه جعل مدرک دکتری .
شنبه نهم اردیبهشت 1391
نسيم شوراها
قريب 14 سال از عمر شوراها مي گذرد شوراها با كدام بينش وروش ايجاد شدند ودستاورد وموانع آنها در نيل به هدف چه بود ؟براي پاسخ به اين سئوال بايد علت موجده يا همان بينش وروش روشن شود آنگاه عملكرد اين نهاد در چارچوب نگرش اوليه ارزيابي شود .
شناخت هر نظام سياسي ، مبتني بر فلسفه وجودي (بينش) وروش آن است .پس از انقلاب سال 57 ، نظام جمهوري اسلامي بعنوان يكي از اشكال حكومت با راي مردم تاسيس گرديد .براساس اصل پنجاوششم نظامي است ناشي از حاكميت مطلق خدا بر جهان وانسان وهم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است .(خدا آن ملتي را سروري داد / كه تقديرش به نام خويش بنوشت) وهيچ كس نمي تواند اين "حق" الهي را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد وملت اين حق را از طرقي كه در اصول بعد مي آيد اعمال مي كند .پس با اين تعريف هم از نظر فلسفي وهم از نظر روشي تعيين سرنوشت "حق انسان" است وبا ديدگاهي كه آن را امتياز تلقي مي كند وبا روش هاي پيدا وپنهان آن را محدود مي سازد نا سازگار است .
قانون اساسي بر پايه بينش در پيدايش وروش در تعيين سرنوشت خويش ، اصل مشاركت سياسي اجتماعي شهروندان را در قالب نهادهاي مشاركت جمعي از قبيل احزاب وتشكل هاي مدني وصنفي پذيرفته است وانتخابات را بعنوان طريق ومكانيزم نيل به اين هدف در قانون اساسي وقوانين عادي ارائه كرده است .
فرايند پر چالش اين "حق" در طي دوران پس از انقلاب در ابعاد فرهنگي وساختاري قابل ارزيابي است .در بعد فرهنگي مانع اصلي، فرهنگ اقتدارگرايي است .منظور انگشت اتهام صرفا به هيات حاكمه ودولتمردان نيست بلكه منظور فرهنگي است كه در بطن جامعه ريشه دارد وطبيعي است كه دولتمردان نيز بر آمده از فرهنگ همين جامعه هستند ."يكي از شاهان قاجار در پاسخ به اين پرسش كه چرا سلطان مشروطه نشده است مي گويد هر وقت ايرانيان ياد بگيرند كه مانند سوئد ي ها رفتار كنند من نيز مانند پادشاه سوئد رفتار خواهم كرد ".
در اين باره دوديدگاه وجود دارد برخي بر اين باورند كه حاكميت بر آيند وتبلور فرهنگ جامعه است وبرخي ديگر بر عكس معتقدند ساختار حاكميت فرهنگ را مي سازد .چنانچه ديدگاه اول را بپذيريم بايد زمينه ها ولوازم آن را نيز قبول كنيم زيرا فرهنگ ابعادي دارد يكي فرهنگ عمومي است كه از طريق آموزش وپرورش ودانشگاهها وموسسات آموزشي ديگر محقق مي شود وديگر فرهنگ سياسي است كه از طريق احزاب وتشكلهاي مدني تبلور پيدا مي كند .
آنچه شاه قاجار پنداشته است مربوط به زمان خويش است وبا عصر حاضر همخواني ندارد ."ناصر الدين شاه مي گفت فرمان من از ديوار تهران عبور نمي كرد" در حاليكه امروز با تكنولوژي نوين راي يك روستايي همزمان در ستاد انتخابات كشور خوانده مي شود .البته آن زمان جايگزيني بجاي نظام سلطنتي متصور نبود وانتظار مردم از نظام سلطنتي در درجه نخست ايجاد امنيت بود وموقعيت جغرافيايي ايران ، اين كشور را مدام صحنه تاخت وتاز قبايل بدوي قرار داده بود .به همين جهت حفظ امنيت براي ادامه حيات اجتماعي ضروري بود وتنها نهادي كه اين نياز حياتي را براي جامعه به ارمغان مي آورد همان نظام سلطنتي مقتدر بود .اما بايد گفت رويكرد واقع گرايي (رئاليستي) يا همان الگوي ماكياولي سال هاست رنگ باخته وامروز كشورهايي مانند امريكا وانگليس دخالت هاي نظامي خود را از طريق سازمان ملل متحد وبا هدف از بين بردن ديكتاتوري وحاكمان اقتدار گرا توجيه مي كنند .
انقلاب سال 57 با هدف هدم ديكتاتوري وسلطنت مطلقه وفردي به وجود آمد وسپس نظام جمهوري اسلامي بر اساس قانون اساسي براي گريز از فرهنگ اقتدارگرايي نهادهايي را ايجاد كرد تا علاوه بر مشروعيت كاريزماتيك ،مشروعيت قانوني وعقلاني بر ساختار هاي آن حاكم شود .شوراها ي اسلامي شهر وروستا با اين هدف و دوري از آتش داغ خودپسندي واقتدارگرايي وبا راي مستقيم مردم شكل گرفتند.و نسيمي بود تا تئوري توزيع قدرت وثروت در جامعه نهادينه شود.واقعيت اين است استراتژي تشكيل شوراها در فرهنگ عمومي نفش بسزايي دارد زيرا در آموزش وكادر سازي نيروهاي اجتماعي وقوي كردن طبقه متوسط پر اهميت است .بدين معني تعداد زيادي از عناصر جامعه در فرايند قانونگذاري وسيستم اجرايي وقضايي قرار مي گيرند واز قاعده هرم به طبقه مياني منتقل مي شوند بديهي است چنانچه قاعده هرم جمعيتي به مركز افزوده شود امكان بسط وگسترش روندهاي دموكراتيك ومردم سالار فراهم مي شود وفرهنگ اقتدار گرايي از ذهن جامعه زدوده مي گردد وعناصر اقتدار گرا وخودمحور تنها مي مانند .
اما بايد گفت با گذشت زمان به نظر مي رسد شوراها به دليل سلطه فرهنگ اقتدارگرايي وروش هاي پيدا وپنهان در مسير پيشرفت جامعه با محدويت هاي فراوان روبرو شده اندودرآتش داغ خودپسندي واقتدارگرايي گرفتار شدند اين نهاد نوپا در زميني كاشته شد كه هموار بود ليكن سيل خودپسندي زمين را ناهموار وسنگلاخي كرد بطوري كه نهال هاي پر بار يا قطع شدند يا امكان رويش در آن وجود نداشت ونهال هاي باقي مانده وپس از آن به هيزم تنور اقتدارگرايان تبديل شدند .به طور مثال مي توان به انتخاب شهردار توسط شوراي سوم بروجرد اشاره كرد .شوراي سوم پس از شروع بكار براي انتخاب شهردار با گزينه هاي مختلف مذاكره كردند ودر مورد يكي از گزينه ها كه داراي صلاحيت هاي فردي وتخصصي بوده به توافق مي رسند ولي به دليل اينكه برخي اشخاص غير مسئول وغير پاسخگو مخالفت مي كنند از تصميم خود منصرف مي شوند. با اين حال دستاورد شوراها صرفا باور وبازتوليد فرهنگ كار گروهي ودستجعي است اما به گمان نگارنده شوراها ي برآمده از فرهنگ اقتدارگرايي در مسير پيشرفت توسعه يافتگي كمترين نقش را داشته اند وتا حدود زيادي در تخريب وتضعيف جايگاه واقعي شوراها مقصرند.
سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391
بازخوانی عملکرد نمایندگان بروجرد
دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391
احمد رباني الگوي جوانمردي

احمد رباني كارگر شهرداري در حين انجام وظيفه كيف ميلياردي را تحويل داد. نارنجیپوش ۳۹ساله بجنوردی که «احمد ربانی» نام دارد، سالهاست با کارگری روزگار میگذراند و با مشکلات مالی دست به گریبان است اما وقتی کیفمیلیاردی را پیدا کرد آن را بدون هیچ طمع و چشمداشتی به صاحبش پس داد. ارزش رفتار این رفتگر وقتی آشکارتر میشود که آن را با خبرهای رایج این روزها مقایسه کنیم:
«سه پسر به خاطر ۳۰هزارتومان دختر عقبافتاده را کشتند»،
«دو نوجوان برای سرقت ۱۷۰هزارتومان از دوست ۱۸سالهشان او را به قتل رساندند و آتش زدند»،
«مردی برای طلب ۲۰۰هزارتومانی زنی را به کام مرگ کشاند»
«مردی دیگر دوستش را قربانی ۵۰۰هزار تومان کرد.
"نمايندگان بروجرد طرح حقوق مادالعمر را امضا كردند."
اين اقدام احمد رباني نشان داد در تحول اوضاع بايد چهره واقعي افراد را شناخت .اگر رباني نماينده مجلس شود نه مدرك اجتهاد ودكتري تقلبي جعل مي كند ونه زمينه اختلاس ميلياردي را فراهم مي كند نه براي نماينده شدن شرف ونماد جانبازي را هزينه مي كند .
شنبه دوم اردیبهشت 1391
باز خواني عملکرد دولت اصولگرا!
اشاره: در برنامه "ديروز امروز فردا"مجري برنامه اعلام كرد قرار بود نماينده دولت در اين برنامه حضور داشته باشد اما اعلام كرده اند به دليل گراني ها شركت نمي كند . جالب است بدانيد در سال 85 نماينده دولت در برنامه شبكه دو سيما كه راجع به گران ها بوده شركت نمي كند. اين رفتار دولت به اين معني است كه دولت خود را پاسخگو نمي داند و همچنان مي خواهد به شكل هيئتي وغير علمي به راه پر هزينه وناكجا آباد برود. يادداشت زير در شماره 229 چهارشنبه 17 آبان سال 85 در هفته نامه پيغام بروجرد چاپ شده است كه براي اطلاع مجدد خوانندگان در اين پست مي گذارم :
عوام فريبي براي محبوبيت طلبي!
مرتضي صارمي
تبليغات گسترده درمورد وام وديعه مسكن،كاهش نرخ تورم ووعده توزيع اعتبارات استاني و...در بادي امر نشانگر توجه دولت به نيازهاي مردم بود اما در عمل با موضع گيريها ومصاحبه هاي انجام شده اختلاف فاحشي دارد.
موضوع گراني وافزايش قيمت برخي كالاها وخدمات كه مورد توجه رسانه ها ونمايندگان مجلس وفعالان سياسي واقتصادي ورسانه هاي همسو با دولت بوده از سوي رئيس جمهور با واكنش انتقاد آميز همراه گشت ومدعي شد "رسانه ها به جو كاذب گراني دامن مي زنند".جالبتر اينكه سخنگوي دولت در نشست مطبوعاتي خود گفت:"دولت در كنترل منحني افزايش قيمت ها موفق بوده است ".در حاليكه رئيس جمهور در اظهار نظر ديگري افزايش سرسام آور مسكن را ناشي از اشتباه وزارت مسكن وشهرسازي عنوان كرد .در مقابل اين ادعا اظهار نظر نمايندگان طيف اگثريت قابل توجه است .يكي از نمايندگان عضو فراكسيون اصول گرا در اين زمينه گفت:اگر مردم اين اظهارات را شنيدندونخنديدند مشخص خواهد شد كه اين سخنان درست است.انتقاد نمايندگان اصول گرا كه وضعيت اقتصادي كشور را ناشي از ناكارآمدي سيستم اجرايي دولت مي دانند قابل تامل است .در برابر روند رو به تزايد قيمتها وتوجيهات دولت وعدم حضور مسئولين اقتصادي براي پاسخگويي در شبكه دوسيما آش آنقدر شور شده كه رئيس قوه قضائيه در مورد گراني ها هشدار داده وخواستار برخورد دولت با گراني وتورم بي رويه شده است .اظها نظرهاي كليشه اي برخي مقامات در مورد گراني وتورم سياست عوام فريبي براي محبوبيت طلبي را لو داد گويا ترين عبارت در اين خصوص بر زبان رئيس كميسيون اجتماعي مجلس ووزير فعلي رفاه (مصري) جاري شد كه محبوبيت طلبي برخي مسئولان را عامل تكرار شعارها ونهايتا افزايش قيمتها دانست .
البته رويكرد دولت نهم همان روزهاي آغازين روشن ومبرهن بود كه برآيند آن شيوه هاي غير علمي وآزمون وخطاوعدم توجه به نظرات كارشناسان چه نتيچه اي در پي خواهد داشت ودارد .رفتار دولت با مسايل اقتصادي، سياسي واجتماعي جامعه بسيار عجولانه وبه شيوه هاي هيئتي وسليقه اي شباهت دارد .
مي گويند روزي يك نفر در بالاي پشت بامي گرفتار مي شود وراهي براي پايين آمدن او نبود مردم محل جمع مي شوند تا او را نجات دهند وقتي عقلشان به جايي نمي رسد مي گويند برويم به سراغ ملا نصر الدين شايد او راه حلي براي نجات مرد داشته باشد .وقتي ملا در صحنه حاضر مي شود مي گويد برويد يك طناب بلند بياوريد .طناب كه آماده مي شود ملا مي گويد حال طناب را پرتاب كنيد تا مرد گرفتار در بالاي پشت بام آنرا به كمرش ببندد آنگاه شما طناب را بكشيد .كشيدن طناب همان ومردن مرد گرفتار همان !مردم حاضر در محل به اعتراض گفتند ملا ما مي خواستيم او را نجات بدهيم نه اينكه اورا بكشيم .ملا مي گويد من در عجبم زيرا تاكنون 40 نفر را با همين طناب از ته چاه بيرون آورده ام !
نجات كشور از وجود بحرانهاي اقتصادي وسياسي عقل وتدبير مي خواهد هر چه نخبگان وافراد صاحب نظر وكارآمد به كار گرفته شوند هزينه هاي ناشي از رفتارهاي عجولانه وغير كارشناسي كاهش پيدا مي كند البته اين مهم تحقق پيدا نخواهد كرد مگر اينكه مطبوعات مستقل وآزاد وجود داشته باشد تا بتواند نقطه نظرات كارشناسي را منعكس نمايند .
آيا بهتر نيست رسانه ها در چارچوب رسالت قانوني وكاركرد اجتماعي از آزادي عمل برخودار باشند تا به موقع از انحرافات وتحميل هزينه هاي هنگفت بر ملت جلوگيري كنند ؟

چهارشنبه سی ام فروردین 1391
ليگ دسته دوم!
بالاخره ما مردم كه مي خواهيم تصميم بگيريم وسرنوشتمان را در انتخابات رقم بزنيم بايد چكاركنيم ؟انتخابات مرحله اول كه ليگ دسته اول بود يعني ليگ برتر نبود وحالامرحله دوم ليگ دسته دوم است .خانه فوتبال در ليستي (جدول یک)كه اسامي بازيكنان را اعلام كرده يكي از بازيكنان كه اصلا فوتباليست نيست اورا ستاره فوتبال معرفي مي كند البته خودش هم چيزي نمي گويد ومرتب هم به اوت مي زند واز پيستوني كه اوبازي مي كند تا به حال چندين گل خورده ايم .
بازيكن ديگري كه قرار است در ليگ دسته دوم انتخاب شود او هم مشحون از ابهام است .خانه فوتبال اورا ستاره معرفي كرده وخودش مي گويد در ليگ برتر انگلستان بازي كرده است .خوب يا بد يك فصل را به پايان برد ولي براي شركت در فصل آينده وارائه مدارك لازم سقوط عجيبي كرد. در فصل قبل گواهي نامه بازي در ليگ برتر انگليس را تحويل داده بود(جدول دوم) وچون برابر مقررات باشگاه، استعلامي در خصوص اصالت داشتن گواهي از مرجع صدور گواهي نامه نمي شود مدرک تحویلی ملاك عمل قرار گرفته است. اما براي حضور در فصل دوم گواهي حضور در تيم خيبر بروجرد را ارائه مي كند كه با ارفاق از او قبول مي كنند ولي فدراسيون به دلايل نامعلوم او را بازيكن تشخيص نمي دهد كه با رايزني ودخالت اسپانسرها وارد زمين مي شود .
واما حريف ايشان در مرحله دوم بازيكني است كه پيشكسوتان وطرفدارانش در خانه فوتبال وفدراسيون سابقه خوبي ندارند وبراي اينكه گل بزنند مرتب داور را فريب مي دهند ومي خواهند به هروسيله اي در زمين باشند .


یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391
سرنوشت ظالم ومظلوم
پيرمرد گفت: روزي مرد جواني بنام شاه حسين ( نه شاهي كه خود را سايه خدا مي دانست)كه فقط يك راس گاو داشت براي چرا به بيرون از روستا مي رود .اين مرد از دور متوجه مي شود پرويز خان سوار بر اسب در حال گشت وگذار وبازديد از زمين هاي اطراف روستاست .مرد جوان از ترس خان، گاو را زير خرمن گياه وشبدر مخفي مي كند تا خان گاو او را نبيند واز محل عبور كند. هنگامي كه پرويز خان به او نزديك مي شود به نشانه احترام به سمت خان حركت مي كند ناگهان با سروصداي اسب ، گاو از داخل خرمن فرار مي كند وبدين ترتيب ترفند رعيت از ترس كه تمام وجودش را گرفته بود، آشكار مي گردد .خان زور گو به جاي ناديده گرفتن با شلاق به رعيت حمله مي كند وچند ضربه شلاق آب دار به اندام نحيف او مي زند تا بار ديگر بدون اجازه خان، آب نخورد .بايد گفت اگر خان شخصيت فرديش متناسب با شخصيت اجتماعيش رشد مي كرد نبايد دست به اين اقدام سبك مي زد او براي اثبات خود ورعب و وحشت در بين رعيت يك نفر مانند مرد جوان مذكور را با شلاق سركوب مي كرد تا ديگران به ظلم وستم او فكر نكنند .به عبارتي به مرگ مي گرفت تا به تب راضي باشند !
اكنون بيش از نيم قرن از آن ماجرا مي گذرد و سرنوشت پرويز خان ومرد جوان، درس عبرت براي نسلهاي بعدي شده است . از پرويز خان وظلمهاي وارده بر رعيت خبري نيست وحتي در تاريخ فراموش شده است اما از رعيت دوفرزند پسر به جا ماند يكي اولين يا دومين معلم روستا شد وديگري پس از تحصيل در دوره شبانه وروزانه وارد دانشگاه گرديد وامروز شهردار يكي از مناطق است .
اين بود ورقي از پرونده ظالم ومظلوم، پس بيائيد وبيائيم نه ظالم باشيم ونه مظلوم چون با وجود مظلوم ظالم پديد مي آيد.وچون ظلم پايدار نيست منابع ومنافع جامعه به طور عادلانه توزيع نمي شود وهركس به ظالم بيشتر ارادت نشان دهد بيشتر استفاده مي كند وهركس در اين دايره نباشد جام بلا بيشتر نصيبش مي شود .
سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391
دادگاه آيشمن ودادگاه اختلاس مالي
پرونده اختلاس بزرگ مالي در دولت اصول گراي نهم ودهم با حمايت نمايندگان اصول گراي هشتم در تاريخ تحولات سياسي اجتماعي ايران نقطه عطفي است كه مبناي بسياري از تحليل گران قرار خواهد گرفت .دادگاه مذكور از جهاتي قابل تشبيه با دادگاه آدولف آیشمن است او با تلاش مستمر خود در بیرون راندن یهودیان از سرزمین رایش سوم تا درجه سرهنگی بالا رفت. آیشمان متهم به انتقال یهودیان از سراسر اروپا به اردوگاههای مرگ میباشد. در سال ۱۹۴۴ به مجارستان که در تصرف آلمان بود فرستاده شد و متهم است که یهودیان بسیاری را در تبعید به مرگ روانه اتاقهای گاز کردهاست.
در پایان جنگ جهانی دوم به عنوان خلبان آلمانی توسط ارتش آمریکا دستگیر شد، اما توانست در اوائل سال ۱۹۴۶ بگریزد و سالها در مناطق مختلف آلمان پنهان گردد. در سال ۱۹۵۰ با کمک نیروهای زیرزمینی اس اس با نام نیکولاس کلمنت به ایتالیا رفت و از آنجا روانه آرژانتین شد و تا سال ۱۹۶۰ تحت همین نام با همسر و فرزندانش در آنجا زندگی کرد. آیشمان در سال ۱۹۶۰ توسط سرویس امنیتی اسرائیل ( موساد ) شناسایی و از آرژانتین ربوده و به خاک اسرائیل فرستاده شد. محاکمه آیشمان در ۱۲ دسامبر ۱۹۶۱ در تل آویو آغازگشت. وی در دادگاه اتهاماتش را نپذیرفت و خود را بیگناه دانست، اما دادگاه او را گناهکار تشخیص داد و به مرگ محکوم کرد و در شب سی و یکم ماه مه سال ۱۹۶۲ در زندان رمله به طناب دار آویخته شد. جنازه وی در یک قایق پلیس در دریای مرکزی سوزانده شد و خاکسترش را به دریا ریختند.
هاناآرنت كه به عنوان گزارشگر در دادگاه آيشمن شركت داشت اقدام اورا عادي و پیشپاافتاده شدن جنایت و آدمکشی را صرفا به دلیل انجام وظیفه دانست. آرنت به آیشمان اشاره میکند که نه احساس گناه و نه تنفر در او به چشم میخورد، چرا که صرفاً «وظیفهاش را انجام میداد؛ ... او فقط از دستورات پیروی نمیکرد، بلکه از قوانین نیز پیروی میکرد».
هانا آرنت معتقد است سرنوشت یهودیان اروپا در دستان آیشمان، مافوقها و سازمان اوست. در این روایت آنهایی که از «شکاف میان کمک به یهودیان برای فرار و کمک به نازیها برای بیرون راندن آنان گذر کردند»، دائماً در معرض اتهاماند.
هدف از بازخواني اين خاطره، صرفا براي توجيه اين تحليل نيست بلكه مداقه بيشتر در متن وحاشيه دادگاه فساد مالي است .در اعترافات متهم آمده است با حمایت آقای "ع. ب "از نمایندگان مطرح مجلس این تسهیلات از طریق بانکها گرفته شده است يا حجت الاسلام بشردوست در دفاع از موکلش گفت: موکلم یک هزار صفحه اعتراف کرده و اتهامات موکلم تنها همکاری با آقای خسروی بوده است. اگر اتهام اخلال به متهم گفته شده بر اساس قانون صحیح نیست و موکلم در این خصوص بیگناه است. در مورد ال سی ها اگر دقیق بررسی شود سبب ها بانک گشایش کننده و بانک دیسکان کننده و خریدار و فروشنده است که موکلم در این چهار موضوع دخالت نداشته است
قدوسي نماينده مشهد وعضو كميسيون امنيت ملي قبلا در يك مصاحبه مي گويد در ديدار بامسئول پرونده" اقای محسنی اژه ای"، ايشان در چند جنبه سخنانی را مطرح کردند و در رابطه با آقای بروجردی گفتند که آقای بروجردی را به عنوان متهم احضار کرده ایم و به ایشان تفهیم اتهام شده، به قید وثیقه آزادند، قرار مجرمیت صادرشده، کیفرخواست ایشان آماده می شود و آخر این که ایشان به دادگاه می روند.
دادگاه رفتن آقای بروجردی نیز قطعی است و باید دید که در دادگاه چه مسائلی مطرح خواهد شد
آقای رئیسی معاون قوه قضاییه نیز در این زمینه گفته اند که موضوع عملکرد آقای بروجردی بالاتر از نامه هایی است که کمیسیون امنیت ملی به آن توجه دارد.
قدوسي در رابطه با عملکرد آقای خاوری در حمایت از امیرمنصور آریا و همچنین نقش آقای بروجردی به اين نکات اشاره مي كند:
اقای امیرمنصور آریا در یکی از شعب بانک ملی از رئیس شعبه، درخواست 1000 میلیارد تومان وام می کند، رئیس شعبه می گوید که سقف وام ما 200 تا 300 میلیارد تومان است، شما هنوز بدهکارید و اقساط کامل را پرداخت نکرده اید، وثیقه نیز ندارید و....
امیرمنصور آریا جواب می دهد که خود شما مشکل را حل می کنی یا از طریق دیگری از بالا مشکل را حل کنم؟!
رئیس شعبه می گوید ما اجازه نداریم و باید روال قانونی انجام شود. در اختیار من نیست و من این کار را نمی کنم.چند روز بعد، آقای خاوری مدیرعامل وقت بانک ملی، رئیس شعبه را احضار می کند و می گوید که چرا همکاری نمی کنید؟ رئیس شعبه می گوید که ایشان بدهکارند، وثیقه کافی ندارند و رقم مورد نظر ایشان در حوزه اختیارات من نیست و شما باید اجازه بدهید و کتبا اعلام کنید تا وام داده شود.
خاوری پاسخ می دهد که ما در حضور آقای بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی هستیم و ایشان می گویند که باید حمایت کنید و به ایشان وام بدهید. در مقابل چنین شخص بزرگ و مطرحی چگونه اعلام می کنید که وام نمی دهیم؟ شما چرا می گویی نه؟!رئیس شعبه می گوید که کتبا ابلاغ کنید تا پرداخت شود.بعد از چند روز آقای خاوری در نامه ای به شعب مورد نظر ابلاغ می کند که فعلا 500 میلیارد تومان وام به امیر منصور آریا بدهید. 65 درصد وثیقه را هم به 25 درصد کاهش بدهید و فعلا به پرداخت اقساط قبلی کاری نداشته باشید.
با بررسی هایی که انجام داده ایم و چند کانال آن را تایید کرده اند و دادگاه نیز اعلام کرده که کیفرخواست بر مبنای گفته های امیر منصور آریا، آقای بروجردی و فرزند ایشان تهیه شده و فرزند ایشان نیز اعلام کرده که بر مبنای نظر پدرم فعالیت داشته ام و...
آيشمن يا امير منصور خسروي گرچه بلحاظ روانشانسي بايد پاسخگوي رفتار نابهنجار خود باشند اما از نظر جامعه شناسي كساني كه بستر جرم را فراهم كرده اند بي تقصير نيستند وقبل از هر چيز بزرگترين سرمايه كشور يعني اعتماد عمومي را هدف گرفته وسلب كرده اند . در واقع از آيشمن وامير منصور براي رسيدن به اهداف ديگري استفاده ابزاري شده است .
به طور مثال در ماجراي قصه پر غصه فرودگاه بين المللي آيت الله بروجردي كه پاشنه آشيل انتخاباتي علاء بروجردي است، وزير راه وشهرسازي كه مسئوليت قانوني دارد مي گويد وزارت راه هيچ برنامه اي براي فرودگاه در بروجرد ندارد اماگفته مي شود بيش از سه ميليارد تومان بابت تملك زمين به مالكين پرداخت شده است وتبليغات تملك زمين در ميادين شهر وتيتر يك روزنامه هاي منسوب به بروجردي با غلاظ وشداد نصب ودرج شد. .حال اين سئوال در ذهن هر مطلعي متبادر مي شود با وجود اينكه وزارت راه برنامه ومصوبه اي ندارد وبالطبع اعتباري تخصيص نداده، پس پول مذكور از چه منبعي پرداخت شده است ؟!
