تبليغاتX
صارم

صارم

جامعه قوی --> دولت قوی

 

       همه ما در سرزمین ایران زندگی می کنیم وایران شرایط خاص خود را دارد هر پدیده ای در این کشور کم وبیش زندگی ما را تحت تاثیر خود قرار می دهد بنابر این ما چه بخواهیم وچه نخواهیم در معرض کنش وواکنش ها هستیم .ولذا افراد با چند گزینه در مقابل این رویدادهاو پدیده ها روبرو هستند.یا همراهی می کنند یا منفعل می شوند ویا مقاومت می کنند یا مهاجرت می نمایند .بطور مثال درختی را فرض کنید فلسفه وجودی درخت سایه وبار است اگر یک درخت فاقد سایه وبار باشد با فلسفه وجودی آن در تناقض است واین نقض غرض است .حال اگر درختی در اثر بیماری برخی شاخه هایش خشک شود ویا آب وخاک آلوده به پای آن ریخته شود چه سرنوشتی پیدا می کند؟بدیهی است این درخت به مرور زمان سایه وبار را از دست می دهد وتنه وریشه آن پوسیده ودر نهایت نحیف ،لاغر و از بین می رود. اینک بااین وضع باید چگونه عمل کرد؟

-آیا باید همراهی کرد؟ یعنی طرفدار وضع موجود درخت شد وآنرا تقویت کرد اگر اینگونه عمل شود طرفداران باید بفکر مجلس ختم درخت هم باشند.

- آیا باید منفعل بود وکنار جوی نشست وگذر عمر کرد؟ بالاخره همه می دانند جوی آب با وجود درخت دارای سایه معنی پیدا می کند.

- آیا باید مهاجرت کرد؟ مهاجرت گرچه نوعی تکامل است اما حفظ هویت همواره دغدغه روحی افراد ونسل آتی می باشد.بنابراین احساس مسئولیت تاریخی واجتماعی را نمی توان نادیده گرفت به همین دلیل است که انسانها در مقابل تحولات سرزمین مادری  خود از فاصله های دور واکنش نشان می دهند.

- واما مقاومت به معنی سرگونی واز بین بردن درخت چه عوارض وپیامدهایی دارد ؟این رویکرد ، طرف مقابل را وادار می کند از هر وسیله ای برای بقاءوحیات درخت استفاده کند.در حقیقت یک دوئل نافرجام بین طرفین رخ می دهد وچون این دعوا فرسایشی می شود معمولا وضع موجود مغلوب می شود ولی این غلبه بسیار پر هزینه است که بسیاری از ظرفیت ها وتوانائیها مستهلک ونابود می گردد ودوباره روز از نو روزی از نو! بدین معنی که درخت از بین می رود ونهالی دیگر کاشته می شود وسالها طول می کشد تا این نهال بزرگ ودارای سایه وبار شود.

       البته یک رهیافت دیگری متصور است وآن اصلاح وهرس درخت است .انسان عاقل وبا تدبیر برای هر کاری که می خواهد انجام دهد حساب هزینه وفایده را ملحوظ می نماید.انسان صاحب شعور نه طرفدار وضع موجود بیمار است ونه در مقابل حوادث منفعل وبی خاصیت است  ونه صحنه رابرای اشرار خالی می کند ونه دچار نعصب ومقاومت کور می شود.بلکه برای جلوگیری از دوباره کاری واقدامات پر هزینه ،آگاهانه وبا سازوکارهای قانونی ،شاخه های زائد را هرس می کند وبا آب وخاک سالم در اصلاح درخت تلاش می کند.بدیهی است کسانی که بدنبال مقاومت کور هستند ویا در پی سرنگونی درخت می باشندباید به اصلاح تن دهند زیرا درخت سالم منافع همه را در نظر می گیرد وانسانها را به خودی غیر خودی تقسیم نمی کند.

     با این تصویر ی که ارائه گردید باید گفت جمهوری اسلامی یکی از اشکال نظامهای سیاسی است در آسیب شناسی این نظام، نواقص وعیوب آن پدیدار گشته است .از زمانی که مطلق گرایی وتفسیر مضیق از قانون اساسی حاکم گردید.خط انحراف وانحصار گرایی به جای اصلاح نضج گرفت بطوری که اساس وبنیان قانون اساسی که مبتنی بر انتخابات است مخدوش وحالت فرمایشی در قوای سه گانه پدید آمده است  وبرآیند این روند انحرافی وضع موجود است. مشروعیت نظام با مشکل جدی روبروست ونا کارآمدی حکومت بر آمده از تفسیر مضیق بر همگان آشکار گردیده وشاخ وبرگ آن در اثر اختلاف در حاکمیت خشک شده است وتنها امید حکومت برای حفظ وضع موجود به استفاده از زور وسرکوب وزندان بستگی پیدا نمود است.البته اقتدارگرایان بخصوص فرقه احمدی نژاد برای حفظ قدرت وهدم نظام سیاسی از دو حربه که نقطه آسیب پذیری جمهوری اسلامی است نهایت استفاده را نمودتا تخلفات وتقلبات را توجیه کنند.

الف – با عوام فریبی برای خود محبوبیت کسب کرد زیرا بخشی از جامعه هنوز با مویزی گرمشان می شود وبا غوره ای تب و لرز می گیرند. مثلا افزایش حقوق در روزهای انتخابات ویا توزیع برگ سهام عدالت وپخش سیب زمینی بین ادارات وافراد تحت پوشش،افتتاح های صرفا نمایشی و......

ب-حمله به هاشمی رفسنجانی در انتخابات دوره نهم ودهم وبالا رفتن از نردبان او.

      با این حال مردم سئوال می کنند اگر قرار این بود که دروغ وتهمت وظاهر سازی ادامه پیدا کند چه نیازی به انقلاب ودادن هزینه جانی ومالی بود؟براستی آیا وضع موجود ارزش ازدست  دادن همه دستاوردهای ملت را دارد ؟ بدون تردید اگر به نظر خیر خواهان ونخبگان امثال مهندس بازرگان ،سید محمد خاتمی ،مهندس بهزاد نبوی وتاجزاده و ... توجه می شد اینک گرفتار حکومت اقتدار گرایی واین همه مصیبت نمی شدیم.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 9:3  توسط صارمی  | 

 

معمولا قبضه قدرت به وسيله افراطيون به برقراري نوعي ديكتاتوري همراه با ايجاد حكومت ترس بر ضد مخالفين مي انجامد .ايجاد هراس به وسيله افراطيون جزيي از استراتژي حكومت براي تحكيم مباني قدرت در زماني است كه قدرت دولت چندان استوار نيست وحكومت نمي تواند از طريق تامين منافع اقتصادي مردم يا صرفا بر اساس ايدئولوژي ومشروعيت ،قدرت خويش را مسلط كند .مبارزه قدرت در اين مرحله همراه با تخريب وتهيج نا آگاهانه بخشي از مردم در مقابل بخش ديگراست وحكومت بايد در چند جبهه به مبارزه قدرت بپردازد.

افراطيون در مقايسه با ميانه روها واصلاح طلبان چندان پرواي ملاحظات حقوقي وقانوني را ندارند وسرنوشت خود را با سرنوشت انقلاب عجين مي دانند وبه هر وسيله اي مي كوشند قدرت خود را حفظ كنند ولذا براي تامين اين هدف كاربرد هر وسيله اي را توجيه مي نمايند.

با اين توصيف شناخت معيار وشاخص افراط گرايي وتند روي در سالهاي اخير بخصوص در فرايند انتخابات دوره دهم رياست جمهوري كار شاذ ودشواري نيست.صرف نظر از عملكرد دولت نهم وطيف موسوم به اصول گرا در قبل از انتخابات ، در ماجراي مناظره هاي انتخاباتي ماهيت كانديداها براي رسيدن به قدرت ويا حفظ قدرت آشكار گرديد .ازآنجا كه مناظره تلويزيوني مانند هر رفتار ديگري داراي قواعد وهنجارهاي خاص است اما احمدي نژاد كه خود را با زنده مي ديد مانند گوريل صفحه شطرنج را به هم ريخت وبراي محبوبيت طلبي حرفهاي عوام پسند زد تا فضاي احساسي وغير عقلاني را بر انتخابات حاكم كند.وبا اين شگرد وشيطنت فرو ريختن قبح اخلاقي وانساني كليد خورد.

   به موازات اين اقدام لطايف الحيل كاربرد هر وسيله اي از جمله حمله به ستادهاي انتخاباتي موسوي وضرب وجرح هواداران ايشان ،پاره كردن عكسها وبنرهاي تبليغاتي ،قطع smsوجلوگيري از حضور نمايندگان كانديدا در شعب اخذ راي و ... را توجيه كردند.علاوه بر اينكه انتخابات در قبل وحين اخذ راي با قاعده نبود تائيد انتخابات وحوادث بعد از آن نيز مطابق با استانداردهاي قانوني نبود.بطوريكه بعد از سركوب مردم وجنايات كهريزك وافتضاح دادگاههاي نمايشي مردم هنوز در هر فرصتي نارضايتي خود را از وضع موجود اعلام مي دارند.ولي حكومت با توجه مختصات فكري اقتدارگرايي حاضر نيست خطا هاي خود را بپذيرد واكنون كه دچار بحران مشروعيت گرديده است آخرين حيله را نيز آزمايش مي كند.

پخش عكس پاره شده بنيانگذارجمهوري اسلامي از تلويزيون با هدف تخريب معترضان وايجاد انحراف در افكار عمومي از علائم نا كامي حكومت در مهار اعتراضات است.در حالي كه جنبش سبز شعار ي عليه بنيانگذار جمهوري اسلامي نداده تا بخواهند عكس اورا پاره كنند.جبش سبز با حضور هوشمندانه در انتخابات وسپس اعتراضات توام با سكوت بعد از انتخابات وصدور بيانيه  وموضع گيري كانديداها ي معترض ومقاومت بسياري از فعالان سياسي در زندان نشان داد از عقلانيت سياسي وتدبير برخودار است .در مقابل حكومت با نگرش احساسي وابزاري هر وسيله اي را براي حفظ قدرت مجازمي شمارد وبا اين اقدامات كور ونافرجام هرروز به سايش ولاغر كردن نظام مي افزايد .اينك اين سئوال وجود دارد آيا تفكر وفرمان امام مانند عدم دخالت سپاه در مسايل سياسي مهم است يا پاره كردن عكس كه خود دفاع از آنرا منع كرده است؟!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 10:39  توسط صارمی  | 

     بالاخره در كشاكش تصورات بي حاصل، هفته نامه" آفتاب لرستان و بهار بروجرد" به اتهام مسايل اختلاف  انگيز توقيف شدند.

     اختلاف بين شهرها در كشور ما مختص به بروجرد و خرم آباد نيست بلكه در بسياري از استانها اين اختلاف وجود دارد.وجود اختلاف امري بديهي است كه از آن به سنت خداوند و اقتضای انسانيت ياد مي شود.اگر وجود اختلاف به رسميت شناخته نشود فلسفه آفرينش عبث تلقي مي گردد. گرچه فرهنگ زندگي، با وجود اختلاف در جامعه نهادينه نشده است اما متاسفانه ساختارها در تشديد اين پديده براي مصادره به مطلوب كردن اختلاف  بسيار تاثير گذار هستند. از طرف ديگر هيچگاه پديده اختلاف بين دو شهر مذكور در يك محفل علمي مورد كنكاش وارزيابي قرار نگرفته است و بيشتر در يك فضا و تصور ذهني مطرح بوده تا يك فضای واقعی و عيني.

     آسيب شناسي اين رويداد در اين مقال كوتاه نمي گنجد اما از شواهد و قراين مشهود است . برخورد هاي تنگ نظرانه اداري و انتصابات  غیر کارشناسی در مركز استان وموج سواري در بروجرد توسط عناصر منفعت طلب با نگرش ابزاری براي رسيدن به مقامات عاليه از جمله علل ساختاري قضيه مذبور مي باشد كه منجر به یک  بيماري اجتماعي وسياسي شده و معمولادر زمان انتخابات  ظهور و بروز پیدا می کند.بطوريكه دامنه اين تصور ابتذال گونه به مطبوعات  راه یافته است.تدوام اين دوئل، سرنوشت محتوم مردم اين دو شهر نيست زيرا اين تصور باعث تشديد محروميت وعقب ماندگي مي شود .

      بطور قطع اين تصور بايد به سود مردم وتوسعه وپيشرفت استان خاتمه يابد. راه حل اين مشكل در دست انسانهاي با ظرفيت و داراي تفكر استراتژيك است.انساني كه استراتژيك مي انديشد اختلاف را به رسميت مي شناسد وبراي مديريت كردن آن راه حل پيدا مي كند.چنانچه انسانهاي باظرفيت با نگرش هاي توسعه يافته از طريق سازوكارهاي قانوني و آزاد توسط مردم انتخاب شوند ساختارها را جهت استفاده از همه ظرفيت ها  در مسير توسعه قرار مي دهند .درغير اين صورت نا فرجام و آب در هاون كوبيدن است. مي گوييد نه !مطبوعات يكي از ساختارهاي روشنگري وپي گيري مطالبات مردم هستند ولي در اين دوئل خواسته يا نا خواسته وارد كار غير حرفه اي  شده اند و خودشان در خاموشي  اين صدا ها كمك  كرده اند.  

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 18:38  توسط صارمی  | 

 

دولت دور سوم سفرهای استانی را آغاز کرده است.بر اساس اعلام برخی منابع نزدیک به دولت در این مرحله مسائل فرهنگی واجتماعی مناطق در اولویت و دستو كار مسئولین خواهد بود.

فارغ از رهیافت های روانشناسانه وجامعه شناسانه وبسط یک سیستم عملی مبتنی بر شاخص های کلان ،برای ارزیابی نتایج حاصله از سفرها ،در این مقال با زبان ساده واداری ودر عین حال ملموس سفرهای استانی رابه بوته نقد می برم شاید در تنویر افکار عمومی وباز اندیشی مسئولین موثر واقع شود.

در دوره هاي قبل ،استاندار باتفاق معاونین ومدیران کل استان به شهرستانها سفر می کردند ودر قالب شورای اداری شهرستان طرحها وپروژه های پیشنهادی را متناسب با منابع وامکانات تصویب می کردند وبا تعیین زمان مسئولین موظف به اجرائ مصوبات می شدند سپس در شورای اداری بعدی استاندار با توجه به مصوبات قبلی ،میزان پیشزفت طرحها را بررسی می کرد ومسئولین امر موظف به پاسخگوئی وارائه گزارش در جلسه می شدند.

با روی کار آمدن دولت نهم ،دو سوژه سفرهای استانی هیئت دولت وانرژی هسته ای با تبلیغات سیاسی (پروپاگاندا) در دستو کار قرار گرفت واصطلاحا با سخنرانی درمانی بدون توجه به توانائی ها به افزایش توقعات ومطالبات مبادرت ورزید.به عبارتي دولت نهم مدتها با اطلاعات غلط زندگي كرد وآنقدر اين اطلاعات را تكرار كرد كه باورشان آمد.اما نتايج فقدان تناسب توانايي ها با توقعات امروز منجر به ايجاد شكاف وبحران بي اعتمادي در بين مردم شده است.

براي روشن شدن موضوع به نكات زير در فرايند دور باطل سفرهاي استاني اشاره مي شود.به طور معمول افراد درخواست خود را در سطوح پائين جامعه به بخشدار يا فرماندار ارائه مي كنند .برخي از درخواستها بدليل فقدان اعتبار مالي ونداشتن اختيار وغيره ترتيب اثر داده نمي شد وتعدادي از متقاضيان به هر دليل عطايش را به لقايش مي بخشيدند وار پي گيري پرهيز مي نمودند .گروهي نيز با توسل به روابط ناسالم اداري كم بيش به نتايجي دست مي يافتند وگروهي هم در چارچوب مقررات اداري وقانوني به خواستهاي خود مي رسند .

اين فرايند سنتي ومعمول در جامعه وجود داشته ودارد اما دولت نهم از شگرد جديدي بهره جست وبا اسلوب مديريت آتني وقاجاري ،مردم را در ميادين وسالن ها جمع كرد وخود را سخنگوي مردم معرفي كرد .بطوريكه در بسياري از مناطق واستانها به استانداران ووزرا در جمع مردم توهين كرد وبه براي محبوبيت طلبي عوامفريبي كرد وروحيه پرخاشگري وتوهين را اشاعه داد .وقتي مردم از طريق سيما احمدي نژاد را ديدند در سفرها به دنبال ماشين او دويدند ودر محل سخنراني نيز نامه هاي خود را كه معمولا با گوني جمع آوري مي شد تحويل مي دادند .

از آنجا كه تعداد نامه ها بلحاظ كمي فراوان بود گروههايي در استانداريها وستادي در نهاد رياست جمهوري براي استخراج وتفكيك وتوزيع نامه هايي كه با گوني جمع آوري شده بود راه اندازي شدونامه ها را به وزارتخانه ها ودستگاههاي مربوط جهت پي گيري ارسال مي كردندوبه فرد متقاضي نيز رونوشت جهت اطلاع وپي گيري مي داند .وزارتخانه ها نيز متناسب با وظايف واحدها ي تابعه اين نامه را توزيع مي كرد تا طي نامه اي به استانداريها ودستگاها ارسال نمايند در استان نيز بر اساس وظايف دستگاهها درخواست ها را جهت اقدام لازم ارسال مي نمود تا نهايتا به فرمانداري وبخشداري مربوطه كه قبلا افراد درخواست خود را داده بودند وپاسخ منفي دريافت كرده بودند مي رسيد.د ر اين  دور باطل اتفاق ديگري رخ مي داد كه بلحاظ رهيافت هاي جامعه شناسانه وتا حدودي روانشناسانه قابل تامل و ارزيابي است.

- قدر مسلم شيوه آقاي احمدي نژاد متناسب با مختصات فكري گفتمان اقتدارگرايي است كه همه امور را در شخص خود تصوير نمود. در واقع اگر سفرهاي استاني براي مردم آب نداشت اما براي شخص احمدي نژاد نان داشت.

-افراد متقاضي توقع داشتند اين روند مشكلاتشان را حل كند ولي احساس كردند دولت غير كار آمد است وروند مذبور بطور بالقوه وبالفعل مانع پيشرفت جامعه است

-شيوه احمدي نژاد دامنه بي اعتمادي ونارضايتي را از سطوح محلي به ملي كشاند.وچون بنام دين تمام شد باعث لاغر شدن نظام گرديده است.

اينك دولت با چه سرمايه اي مي خواهد در اين مرحله مسائل فرهنگي واجتماعي را بررسي وحل وفصل كند.در حاليكه زير ساخت جامعه يعني اعتماد عمومي را تخريب كرده است با چه سازوكاري مي خواهد ورود پيدا كند ؟مگر اعتماد وارزشها انساني جامعه گچ وسيمان ،آجروآسفالت وريل راه آهن است كه با دستور وتبليغات سياسي ساخته شود ؟مردم وقتي حكومت را صادق وكارآمد ببينند درهر شرايطي از جمله تهاجم نظامي به تماميت ارضي ويا كمبود هاي اقتصادي حكومت را ياري مي كنند ولي اگر حكومت را خود سر وغير كارآمد ببينند اعتمادشان سلب مي شود ومنجر به شكاف خواهد شد.بنابر اين دولت با اين روند جز به تشديد بي اعتمادي عمومي كار ديگري از پيش نخواهد برد وتنها زحمت ملت مي دارد!    
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 14:23  توسط صارمی  | 

 

     برخي همواره حيات وبقا خود را در جنگ ودعوا يافته اند ودوست دارند با اطلاعات غلط زندگي كنند.متاسفانه اين رويكرد در بين مطبوعات موسوم به اصول گرائي بيشتر به چشم مي خورد.اين مطبوعات در حاشيه امن نهادهاي امنيتي وقضايي با بزرگ نمايي( آگرانديسمان ) برخي اطلاعات غلط در صفحات روزنامه هاي خود دست مطبوعات زرد در حوزه ورزش وحوادث را از پشت بسته اند وآنقدر اين اطلاعات را تكرار مي كنند كه خودشان باورشان آمده است.

    اصول گرايان امروز يا همان راستگرايان ديروز كه از اداره نانوايي ناتوان وعاجز بودند اكنون همه اركان نظام سياسي را قبضه كرده اند.از آنجا كه اداره حكومت مبتني بر سه پايه دانش ،بينش وكوشش است طيف مسلط بر ساختارهاي نظام سياسي علاوه بر فقدان تئوريك وبرنامه راهبردي  و رفتارهاي عوام فريب عملا ناتواني خود را نشان داده اند.ولذا براي سرپوش نهادن بر ضعف متعدد خود همزمان با تبليقات سياسي (پروپاگاندا)از سخت افزارهاي قضايي وامنيتي سو استفاده كرده اند.بطور مثال انرژي هسته را بجاي بردن به اتاق هاي فكر استراتژيك به سطح غير كارشناسي توام با رفتارهاي توده اي بردند.تا با آدرس غلط افكار عمومي جامعه را از حقايق دور كند وامروزمي بينيم ديگر از شعار "انرژي هسته اي حق مسلم ما"خبري نيست وبراي عبور ازبن بست هايي كه ايجاد كرده  مذاكره پنهاني مي كنند.

    آنچه مسلم است مطبوعات بايد براساس رسالت حرفه اي بدنبال منافع ملي باشند.اما گويا مطبوعات اصول گرا حق مسلم ما را فراموش كرده اند وبجاي اينكه دولت بعد از نهم را بخاطر وضع نابسامان موجود استنطاق كنند خود را سرگرم اطلاعات غلط كرده اند واصطلاحا سر در برف نموده وهنوز در توهم دوران اقتدار گرايي بسر مي برند ونمي خواهند قبول كنند كه مطبوعات زرد سياسي وشيوه سركوب ودادگاههاي نمايشي وسنخرانيهاي عوام پسند كار آيي ندارند. از این مهمتر مطالب سخیف وموهن این مطبوعات وسایت های طرفدار دولت بحدی از دایره انسانیت خارج شده که باید گفت ادب را باید از رادیو اسرائیل یاد بگیرند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 9:3  توسط صارمی  | 

اعتراض سازمان مجاهدین انقلاب به برگزاری دادگاه غیر علنی برای بهزاد نبوی

چگونه اصل ايراد اتهامات مخل امنيت نبود اما دفاع متهم از خود ، امنيت كشور را نقض مي كند؟

شبکه جنبش راه سبز(جرس):سازمان مجاهدین انقلاب با انتشار اطلاعیه ای به برگزاری دادگاه"غیر علنی"بهزاد نبوی عضو شورای مرکزی این سازمان اعتراض کرد.

در این اطلاعیه با اشاره به گذشت نزدیک به 5 ماه از بازداشت"بهترین فرزندان ملت" تاکید شده که"در طي اين مدت، اين عزيزان انواع و اقسام مرارت هاي جسمي و روحي، از زندان هاي انفرادي طولاني، بازجويي هاي مكرر در اوقات مختلف شبانه روز، قطع ارتباط كامل با جهان خارج براي روزها و ماهها و تحت فشار قرار گرفتن براي اعتراف و اقرار نسبت به آنچه برخي اصحاب قدرت مي خواهند گرفته تا متحمل شدن انتساب بدترين اتهامات از طريق رسانه هاي فراگير به اصطلاح ملي، تحمل ناجوانمردانه ترين توهين ها، اعمال فشار بر خانواده هاي آنان و مواردي از اين دست."

سازمان مجاهدین انقلاب حاضر اسرای جنبش سبز در دادگاه های نمایشی را"یكي از آشكارترين و دردناك ترين مصائبي كه در اين مدت بر اين اسيران سرفرازان ملت گذشت" توصیف کرد و افزود که در این"به اصطلاح دادگاه ها در قالب اصطلاح من درآوردي "كيفرخواست عمومي"، سهمگين ترين اتهامات بر مبناي نازل ترين استدلال هاي ممكن، با گسترده ترين پوشش رسانه اي متوجه آنان گرديد."

در بخش دیگری از این اطلاعیه با اعتراض به صدور احکام سنگین و اخباری در خصوص برگزاری دادگاه های غیر علنی برای اسرای جنبش سبز از جمله بهزاد نبوی آمده است"از همان ابتدا مشخص بود كه صحنه گردانان وقايع بعد از انتخابات، ظرفيت و توان برگزاري دادگاه براي كساني چون بهزاد نبوي را نخواهند داشت و اين امكان را به هيچ قيمت و تحت هيچ شرايطي بوجود نخواهند آورد تا جامعه به شكل علني و كامل، در جريان دفاعيات مبارزان راه استقلال و آزادي اين كشور قرار گرفته و پاسخ 5 ماه تبليغات ناجوانمردانه و يكسويه دستگاههاي تبليغات رسمي بر عليه اين عزيران، به گوش ملت رسانده شود."

سازمان مجاهدین انقلاب همچنین اشاره به ادعای دستگاه قضایی برای برگزاری دادگاه غیر علنی برای بهزاد نبوی به بهانه"مخل امنیت بودن دادگاه علنی" این پرسش را مطرح کرده که"اگر اينگونه است چرا قاضي محترمي كه امروز ظاهراً به اين سبب حكم به غيرعلني بودن دادگاه مي كند، در هنگام قرائت كيفرخواست هاي طولاني چند ده صفحه اي عليه نبوي و ساير قهرمانان دربند، حتي براي يك بار نيز تذكري نداد و كلام نماينده دادستان وقت را قطع نكرد؟ تاکید کرده"چگونه اصل ايراد اتهامات مخل امنيت نبود اما دفاع متهم از خود ، امنيت كشور را نقض مي كند؟"

مجاهدین انقلاب در این اطلاعیخ اطلاعیه" ضمن اعتراض به احكام سنگين صادر شده براي بسياري از متهمان حوادث بعد از انتخابات" تاکید کرد که" از مسئولان عالي دستگاه قضا مي خواهد، محاكمه آقاي بهزاد نبوي، عضو شوراي مركزي اين سازمان را، همانگونه كه خود نيز در اولين جلسه محاكمه درخواست كرده است، به صورت علني برگزار كنند، تا پس از ظلم هاي متعدد روا شده بر ايشان و ساير بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات در طي 5 ماه گذشته، ظلم مضاعف، عدم امكان دفاع علني در برابر تهمت ها و اتهامات ناجوانمردانه اي كه به به شكل علني متوجه ايشان شده است، در حقشان معمول نگردد."

 

متن کامل اطلاعيه سازمان مجاهدین انقلاب در اعتراض به برگزاری دادگاه غیر علنی برای اسرای جنبش سبز و بهزاد نبوی چنین است:

بسم الله الرحمن الرحيم

قريب 5 ماه از اسارت بهترين فرزندان ملت گذشت كه جرمي جز تلاش براي استقرار دولتي ملي و كارآمد، از طريق مدني ترين و قانوني ترين راه ممكن، يعني انتخابات و كوشش براي صيانت از آراي ملت و زدودن شبهات از طريق اعتراض مدني و مسالمت آميز نسبت به نتايج انتخابات نداشتند.

در طي اين مدت، اين عزيزان انواع و اقسام مرارت هاي جسمي و روحي، از زندان هاي انفرادي طولاني، بازجويي هاي مكرر در اوقات مختلف شبانه روز، قطع ارتباط كامل با جهان خارج براي روزها و ماهها و تحت فشار قرار گرفتن براي اعتراف و اقرار نسبت به آنچه برخي اصحاب قدرت مي خواهند گرفته تا متحمل شدن انتساب بدترين اتهامات از طريق رسانه هاي فراگير به اصطلاح ملي، تحمل ناجوانمردانه ترين توهين ها، اعمال فشار بر خانواده هاي آنان و مواردي از اين دست. اما در اين ميان يكي از آشكارترين و دردناك ترين مصائبي كه در اين مدت بر اين اسيران سرفرازان ملت گذشت، حاضر ساختن آنان در به اصطلاح "دادگاه هايي" بود كه طي آن و در قالب اصطلاح من درآوردي "كيفرخواست عمومي"، سهمگين ترين اتهامات بر مبناي نازل ترين استدلال هاي ممكن، با گسترده ترين پوشش رسانه اي متوجه آنان گرديد. صحنه نمايشي كه در آن غيرت مندترين فرزندان كشور و انقلاب را در كنار افرادي منتسب به جريانات سلطنت طلب و نفاق قرار دادند تا به حساب خود، اسباب لجن مال كردن و هتك آبرو و حيثيت فردي و سياسي آنان را فراهم ساخته باشند. هر چند اين نمايش هاي مضحك و در عين حال دردآور، در ميان جامعه رشيد ما، مخاطب چنداني نداشته و نخواهد داشت، اما همگان در انتظار بودند تا چه موقعي نوبت به اين شيران دربند خواهد رسيد تا از همان تريبون هايي كه به وسعت تمامي شبكه ها و ايستگاههاي تلويزيوني و راديويي رسانه به اصطلاح ملي وسعت داشت، به دفاع از اعتقادات و باورها و آرمان هاي خود، كه نه يك ملت بپردازند. و اين انتظار، خاصه با تغييرات صورت در گرفته در دستگاه قضايي و وعده هاي مسئولان جديد اين قوه مبني بر عمل به عدل و انصاف و باز گرداندن امور به مجاري قانوني خود، بيشتر از پيش به وجود آمد. اما با كمال تأسف ابتدا صدور احكام سنگين براي برخي متهماني كه پيشتر دادگاه آنان برگزار شده بود، انتظار عمل به عدل و انصاف را كمرنگ كرد و پس از آن، طي هفته گذشته زمزمه برگزاري دادگاه فعالان سياسي به طور غيرعلني، اميدهاي باقي مانده را متزلزل كرد و امروز شاهد آن هستيم كه بعد از برگزاري چهار جلسه دادگاه غيرقانوني، محاكمه چريك پير و برادر مجاهد، جناب آقاي مهندس بهزاد نبوي كه بيش از يك ماه است بدليل شرايط نامساعد جسمي، ادامه بازداشت خود را در بيمارستان مي گذراند، قرار است به صورت غير علني برگزار شود؟!

البته از همان ابتدا مشخص بود كه صحنه گردانان وقايع بعد از انتخابات، ظرفيت و توان برگزاري دادگاه براي كساني چون بهزاد نبوي را نخواهند داشت و اين امكان را به هيچ قيمت و تحت هيچ شرايطي بوجود نخواهند آورد تا جامعه به شكل علني و كامل، در جريان دفاعيات مبارزان راه استقلال و آزادي اين كشور قرار گرفته و پاسخ 5 ماه تبليغات ناجوانمردانه و يكسويه دستگاههاي تبليغات رسمي بر عليه اين عزيران، به گوش ملت رسانده شود.

آيا به راستي اگر محاكمه بهزاد نبوي كه با خود كوله بار نيم قرن مبارزه، خدمت و از خودگذشتگي را حمل مي كند، حاوي مطالبي است كه مخل امنيت كشور است؟ اگر اينگونه است چرا قاضي محترمي كه امروز ظاهراً به اين سبب حكم به غيرعلني بودن دادگاه مي كند، در هنگام قرائت كيفرخواست هاي طولاني چند ده صفحه اي عليه نبوي و ساير قهرمانان دربند، حتي براي يك بار نيز تذكري نداد و كلام نماينده دادستان وقت را قطع نكرد؟ يا چرا هيچگاه قاضي محترم، دادگاه را غير علني اعلام نكرد و يا حداقل براساس نص صريح قانون از انتشار اتهامات اثبات نشده موجود در كيفرخواست هاي عمومي كه ظاهراً خبري از قسمت عمده آنها در كيفرخواست انفرادي صادر شده براي نبوي نيست، جلوگيري نكرد؟ چگونه اصل ايراد اتهامات مخل امنيت نبود اما دفاع متهم از خود ، امنيت كشور را نقض مي كند؟ امروز به طور جد اين سوال در جامعه مطرح است؛ چگونه حال كه نوبت به دفاع مظلوميني كه 5 ماه ناجوانمردانه بر آنان تاختند و به هزار و يك اتهام آنان را نواختند رسيد، موضوعات امنيتي شد و انتشار عمومي آن، بر هم زننده امنيت كشور؟ ترتيب دهندگان بازداشت ها و محاكمات پس از انتخابات اگر بر صحت اقدام و استدلال خود ايمان دارند، چرا نمي گذارند بهزاد نبوي در دادگاهي علني با حضور هيأت منصفه اي به وسعت تمامي ملت ايران مورد محاكمه قرار گيرد تا اگر به زعم آنان گناهكار و خائن است، در پيشگاه ملت رسوا گردد؟

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران ضمن اعتراض به احكام سنگين صادر شده براي بسياري از متهمان حوادث بعد از انتخابات، از مسئولان عالي دستگاه قضا مي خواهد، محاكمه آقاي بهزاد نبوي، عضو شوراي مركزي اين سازمان را، همانگونه كه خود نيز در اولين جلسه محاكمه درخواست كرده است، به صورت علني برگزار كنند، تا پس از ظلم هاي متعدد روا شده بر ايشان و ساير بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات در طي 5 ماه گذشته، ظلم مضاعف، عدم امكان دفاع علني در برابر تهمت ها و اتهامات ناجوانمردانه اي كه به به شكل علني متوجه ايشان شده است، در حقشان معمول نگردد. ما بر اين اعتقاديم كه چگونگي محاكمه و صدور حكم براي فعالان سياسي كشور، آزمون فيصله ياب عمل به حق و عدل و وفاي به عهد مسئولين جديد قضايي كشور به حساب مي آيد كه اميدواريم با وجود تمامي مضايق و دشواري ها از عهده آن سرافراز درآيند.

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران

16 آبان 1388

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 13:25  توسط صارمی  | 

 

        بدون شك وضع موجود فرزند و محصول عملكرد طيف موسوم به اصول گرايان مي باشد.در قبل از انتخابات دوره دهم رياست جمهوري  بسياري از اصول گرايان مي گفتند بي عرضگي وناكارآمدي احمدي نژاد بهتر از اصلاح طلبان برانداز مي باشد.پس اين فرضيه مبناي كار اصول گرايان بود وبا تمام ابزار سخت افزاري در دولت ونهادهاي خارج از قوه مجريه بخصوص صدا وسيمادر پي اثبات اين فرضيه غلط بودند . اكنون كه چهار سال از عملكرد اصول گرايان در تمام اركان نظام سياسي مي گذرد به دلايل زير اين طيف با عدم كفايت مواجه گرديده وطبق قاعده انساني واسلامي بايد عرصه را خالي كنند تا كشور بيش از اين آسيب نبيند.

الف)مختصات فكري اصول گرايان ناشي گفتمان اقتدارگرايي است .اين گفتمان بجاي عقلانيت سياسي نگرش ابزاري وتقليدي به مسائل جامعه دارد ولذا زير بناي اين ساختار با شرايط امروز جامعه در تضاد است و هر كجا بخواهد ابرورا درست كنند چشم را هم در مي آورند. با نگاهي به سياست خارجي ،انرژي هسته اي،سياستهاي اقتصادي وامنيت داخلي وتغييرات پي در پي در سطح مديران ، نا كارآمدي اين گفتمان آشكار مي گردد..

ب)سرنوشت ايران با تنش وجنگ ودعوا عجين نشده است وانقلاب هم به صرفه وصلاح نيست .ولذا بعداز مدتها آزمون وخطا، ايرانيان با يك رويكرد عقلاني از طيف هاي مختلف فكري با استراتژي موج سبز يا "آرامش با حضور ديگران "از روزنه انتخابات استفاده كردند اما اقتدار گرايان اين فرصت رااز جامعه گرفتند .وحوادث قبل وبعد از انتخابات را در جهت اثبات فرضيه غلط وسناريوو كيفرخواست دادگاه هاي نمايشي پيش بردند.

ج)فرصت تاريخي درآمدهاي افسانه اي نفت با تورم وركود اقتصادي وتعطيلي واحدهاي توليدي وبيكاري كارگران وحذف طيف عظيمي از كارشناسان ونخبگان اقتصادي وسياسي بيانگر ناتواني وبي عرضگي دولت است

د)مخالفت نخبگان واعتراض مردمي به نتيجه انتخابات برغم هشدارها ،سركوب ها ،دادگاه هاي نمايشي پس از ماه ها نشانه ريشه دار بودن اين نگرش در متن جامعه است واركان نظام سياسي بايد بدور از احساسات آن را جدي تلقي كنند.واز لج بازي پرهيز كنند چون سر آغاز تباهكاري است.

        بنابر اين ضرورت دارد، اقتدارگرايان وهم كساني كه نگرش راديكال به وضع موجود دارند  گفتمان اصلاح طلبي را براي اصلاح وضع موجود بپذيرند زيراكساني كه در پي  ادامه وضع موجود هستند بايد بفكر مجلس ختم آن باشند و كساني كه منتظر عامل خارجي يا انقلاب مي باشند اين هم در ايران چاره ساز نبوده است.ولذا عقل حكم مي كند درختي كه در اثر بيماري بار وسايه خود را از دست داده بايد آنرا اصلاح كرد وشاخه هاي زائد را حرس كرد نه اينكه درخت را از بن وريشه كند چون معلوم نيست جاي آن را چه چيزي مي گيرد .

   

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 11:37  توسط صارمی  | 

 

 

       فارغ از همه زوايا وحواشيه رويدادهاي قبل وبعد از انتخابات دوره دهم رياست جمهوري رويكرد هاي نظري كه بيشتر در كتابها وروزنامه ها يافت مي شد اين بار برآيند عملي آن هويدا گشت.

        نقد صاحبان قدرت و پاسخگو كردن آنها كه در طول تاريخ با هزينه هاي فراوان امابا شعاع كم وبعضا بهداشتي مطرح مي شد در اين دوره با وجود تمام تلخي ها در فصل انتخابات خود را نمايان كرد.مردم ونخبگان كه در نتيجه عقلانيت سياسي از در يچه ريز انتخابات براي تحقق كليد توسعه يعني رقابت وپاسخگويي وارد شده بودندناگهان با ديوار جهل وتعصب كوركورانه مواجه شدند . بطوريكه بسياري از ياران فداكار ووفادار ملت كه شبانه روز براي توسعه وپيشرفت كشور تلاش مي كردند در بند گرفتار آمدند.

       برخلاف نيت شوم خفاشان شب پرست، مردم آزاديخواه با حضور آگاهانه خود نه تنها عقب نشيني نكردند بلكه گامهاي مستحكمي كه ناشي از عقلانيت سياسي است به جلو برداشته اند. بطوريكه در راهپيمائي هاي اعتراض آميز سكوت وعدم پذيرش نتيجه اعلام شده از سوي كانديداهاي معترض  قابل رويت است.

       گرچه فعالان سياسي مانند مهندس بهزاد نبوي (باتهام اختلال در ترافيك ) براي تحقق اين رويكرد متحمل هزينه هاي سنگيني شدند اما انتقاد هوشمندانه دانشجوي دانشگاه شريف ضريب نقد قدرت را افزايش داد ونقطه عطفي در تاريخ سياسي ايران خواهد بود!.آيا قدرت طلبان انحصارگرا از شجاعت دانشجوي دانشگاه شريف درس خواهند گرفت؟اگر صاحبان قدرت خود را موظف به پاسخگويي بدانند ديگر نيازي به عكسهاي خياباني ووعده هاي دروغين در سفرهاي استاني نيست.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 10:33  توسط صارمی  | 

کردان: رهبری استیضاح من باکسی بود که 30میلیون تومان داد و دکترا گرفت وبامنافقین ارتباط دارد

فارس : کردان گفت: مجلس شورای اسلامی اگر در پایگاه عدل عدالت قرار گرفته است مدارک نمایندگان را مطالبه کند و یا زمانی که نماینده ای که وارد مجلس می‌شود مدرکش را ارائه کند.

علی کردان وزیر اسبق کشور در پاسخ به سئوالی درباره چگونگی و علل استیضاح خود گفت: مجلس حق قانونی دارد که به وزیر پیشنهادی رئیس جمهور رای اعتماد بدهد و اگر هم خواست رای اعتماد را باز پس گیرد.

وی افزود: البته نقد من نسبت به بی عدالتی‌ها است که در بخشی از مجلس شورای اسلامی وجود دارد. معتقدم استیضاح من یک استیضاح سیاسی بوده است.

کردان با اشاره به علل سیاسی بودن استیضاح خود تصریح کرد: فردی که استیضاح بنده را امضاء کرد رسما به آکسفورد 30 میلیون تومان پول داده و مدرک دکترا دریافت کرده است البته این فرد ارتباطش با گروهک منافقین همچنان باقی است. این را بزرگان مجلس می‌دانند.

وزیرکشور اسبق دولت با تاکید بر سیاسی بودن استیضاح خود گفت: من از بزرگان مجلس و افراد استیضاح کننده چند سوال دارم.البته رئیس مجلس نیز می‌تواند مخاطب من باشد. کسی که رسما به اکسفورد پول داده و مدرک دکترا گرفته و با گروهک منافقین ارتباط دارد نباید مشمول مجازات قرار گیرد. از کسی که رهبری استیضاح من را به عهده داشت و جزء امضاء کنندگان آن بوده خواسته شود تا پایان نامه فوق لیسانس خود را ارائه کند در این حالت مشخص می‌شود که این پایان نامه متعلق به وی نیست بلکه رونوشتی از کتاب یکی از بزرگان کشور بوده است که به عنوان پایان نامه وی ارائه شده است. فوق لیسانس فردی که در استیضاح من نقش موثری داشت را مطالبه کنند تا مشخص شود فوق لیسانس وی مورد تائید وزارت علوم است یا خیر؟

در قبل از انتخابات دوره هشتم در بروجرد یکی از نمایندگان فعلی بروجرد در مجلس هشتم متهم به موارد فوق بود!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 19:32  توسط صارمی  | 

 

مردمسالاری: مدرسه راهنمايي امام رضا در مشهد وابسته به آستان قدس رضوي که زير نظر مستقيم حجت الا سلا م  واعظ طبسي  اداره مي شود، شاهد رويدادي بي نظير بود.

به گفته يکي از معلمان راهنما (مشاور) در اين مدرسه، اين مدرسه 630 نفري براي انتخاب شوراي دانش آموزي حال و هوايي ديگر داشت که با يک نتيجه غير قابل باور، اولياي مدرسه را غافلگير کرد.

در جريان اين راي گيري دانش آموزان اين مدرسه راهنمايي در ميان بهت مربيان به جاي اينکه به همشاگرديان خود راي دهند; 452 برگه از مجموع 598 راي ماخوذه را به نام ميرحسين موسوي پر کرده و تحويل دادند. 

 اين اقدام دانش آموزان واکنش منفي مسوولين مدرسه را به همراه داشت تا جايي که برخي گزارش ها از برخورد فيزيکي با دانش آموزان  احضار والدين آنها به مدرسه خبر مي دهند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 13:27  توسط صارمی  |